X
تبلیغات
فانوس سایه ها

فانوس سایه ها
وب نوشت های یک دانشجوی سیاسی تئوئیست 
ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!»

از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید.

خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد. گفت: «بیخود کرده‌اند. بچه رعیت را چه به فرفره بازی.» و گیوه‌اش را ورکشیده بود و آمده بود پیش عمو محمد به آبروریزی. (بعداً شنیدیم که همان روز، کدخدا دم گوش میرآب گفته: «این اول کارشان است. فردا همین فرفره می‌شود روروک و پس فردا چرخ چاه.» بیشتر موتورپمپ‌های آب ده، مال کدخدا بود.)

عمو محمد که صدایمان کرد، فهمیدیم کار از کار گذشته. فرفره را برداشت و گذاشت داخل گنجه. درش را قفل کرد و کلیدش را داد دست بچه‌های کدخدا. که خیالشان راحت باشد از نبودن فرفره.
رفتیم پیش بابابزرگ با لب و لوچه آویزان. فهمید گرفتگی حالمان را. عموها را صدا زد. به عمو محمد گفت: «خودت کلید را دست کدخدا دادی و خودت پس می‌گیری.»

عمو محمد مرد این حرفها نبود. همه‌مان می‌دانستیم. بابابزرگ گفت: «بروید و قفل گنجه را بشکنید.» عمو محمود گفت: «کی برایتان فرفره خرید؟ کدخدا؟!» گفتیم: «نه عمو جان! خودتان که می‌دانید، خودمان ساختیم!» گفت: «دیگر بلد نیستید بسازید؟» گفتیم: «چرا!» گفت: «بهترش را بسازید.» و رفت در خانه کدخدا به داد و بیداد. صدای بگومگویشان ده را برداشت. این وسط ما، قفل گنجه را شکستیم و بهترش را ساختیم.

بچه‌های کدخدا فهمیدند. کدخدا گر گرفت. داد زد: «یا فرفره یا حق آب!» و به میرآب گفت که آب را روی زمینهای همه‌مان ببندد. کار سخت شد. عموها از هزار راه ندیده و نشنیده، آب می‌آوردند سر زمین. که کشتمان از بی‌آبی نسوزد.

مسعود را گرفتند و کتک زدند. زورمان آمد. مجید به تلافی‌اش، روروک ساخت. کدخدا گفت که گندم و تخم‌مرغ هم ازمان نخرند. مجید و مصطفی را هم گرفتند و زدند. صدای عمو محمود، هنوز بلند بود اما گوشه و کنایه‌ها شروع شد.

عمو حسن جمعمان کرد و گفت: «این جور نمی‌شود. هم فرفره شما باید بچرخد و هم زندگی ما.» از بابابزرگ رخصت گرفت و قرار شد برود و با خود کدخدا حرف بزند. وقتی که برگشت، خوشحال بود.

گفت: «قرار شده روروک را خراب کنیم اما فرفره دستمان باشد. آنها هم تخم‌مرغمان را بخرند و هم کمی آب بدهند.» بابابزرگ گفت: «کدخدا سر حرفش نمی‌ماند.» عمو حسن گفت: «قول داده که بماند. ما فرزندان شماییم. حواسمان هست!»

بچه‌های کدخدا آمدند و روروک را، جلوی چشمهای خیس ما، خراب کردند. عموحسن آمد و فرفره را گذاشت پیش دستمان و رفت که با کدخدا قرار و مدار بگذارد. دل و دماغی نداشتیم برای چرخاندن فرفره. مهدی گفت: «وقت زانو بغل کردن نیست. باید چرخ چاه بسازیم. کدخدا از امروز ما می‌ترسید نه دیروز فرفره و روروک ساختن‌مان.» بابابزرگ لبخند زد.

عمو حسن هر روز با کدخدا کلنجار می‌رفت. یک روز خوشحال بود و یک روز از نامردی کدخدا می‌گفت. ما می‌شنیدیم و بهش «خدا قوت» می‌گفتیم. بچه‌ها داشتند بالای پشت بام یواشکی چرخ چاه می‌ساختند.

نوشته محمد سرشار


یکی از زیباترین تمثیل هایی که درباره  انرژی هسته ای خواندم

بابا بزرگ : رهبری

عمو محمد : سید محمد خاتمی

عمو محمود : محمود احمدی نژاد

عمو حسن : حسن روحانی

مسعود : شهید مسعود علی محمدی

مرتضی : شهید مرتضی شهریاری

مصطفی : شهید مصطفی احمدی روشن

 

[ یکشنبه 24 فروردین1393 ] [ 10:43 ] [ حسین زینلیان بروجنی ]
 حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران در نخستین نشست خبری در ۲۷ خرداد ۹۲ فرمودند :

" از همه آنهایی که حمایت کردند صمیمانه سپاسگزارم، از احزاب، شخصیتها و جناح ها؛ قبلا هم سپاسگزاری کردم اما یادمان باشد من از امروز رئیس جمهور همه مردم هستم و آنچه وظیفه من است اینکه به خواست همه ملت توجه کرده و از خدا توفیق می خواهم که به همه مطالبات به حق مردم جامع عمل بپوشانم. "

این جمله رئیس جمهور محترم برای بنده بسیار مدبرانه و امیدوارانه می نمود ولی با گذشت ۶ ماه از انتخابات سال ۹۲ و اتمام رنگ بازی ها و خط بازی ها جای سوال دارد:

آیا رنگ ملت ایران غیر از وحدت و همدلی در زیر سایه پرچم سه رنگ  (سبز و سفید و سرخ ) است؟

آیا به جمله ای که گفته اید هنوز باور دارید ؟

پس چرا هنوز رنگ انتخاباتی خود به عنوان کاندیدا جریان خاص (بنفش) بر اماکن مورد حضور و سایت های دولتی تان نقش بسته است

آقای رئیس جمهور ، شما رئیس جمهور تمام ملت ایرانید ، نه تنها طرفداران رنگ بنفش ، فراموش نکنید

دكتر روحاني 

دولت يازدهم

رئيس جمهور همه ملت ايران

[ چهارشنبه 13 آذر1392 ] [ 14:13 ] [ حسین زینلیان بروجنی ]
این یادداشت از سهیل سلیمی کارگردان فیلم سینمایی فرشتگان قصاب میباشد


همیشه برایم سوال بود که چطور می شود خیام بود! یعنی شاعری بزرگ باشی و مردم تو را عارفی بس گران سنگ قلم داد کنند و در عین حال ستاره شناس و منجمی مهم باشی و به عنوان ریاضی دانی برجسته رابطه ای را در علم ریاضی و مثلثات رقم بزنی که چند صد سال بعد به مثلث خیام پاسکال شهرت یابد! و در فلسفه، دین، تاریخ، گاهشماری و موسیقی صاحب نظر باشی! احتمالاً خیام یا خیلی بیکار بوده یا دیوانه و یا انسانی متمــایز از دیگر افراد جامعه! اما نگاه تک وجهی از خیام در کشور ما تصویری شاعرانه از او بر جای گذاشته انگار نه انگار که علم جبر تمام قد مدیون خیام است.

حقیقتا چطور چنین چیزی در جامعه تخصص گرای امروزی می تواند فهم شود؟ امروز که همه افراد جامعه محکوم هستند به داشتن یک تخصص خاص!

متخصص (دکتـــر)!

امروز اگر شخصی خیام باشد ، یا ابن سینا و سهرودی که هر یک در جمعی از علوم زمان خود سر آمد بودند تکلیف چیست؟

اگر نکته ای یا نقصی را در علمی متوجه شود و با تحقیق و پژوهش و خرج کردن لحظه لحظه های عمر، پاسخی یا تحلیلی ارائه کند، تکلیف چیست!

برخی از اساتید امروز جامعه ما اینطور تجویز می کنند:(لطفا جناب خیام تشریف ببرند مدرک دکترای خود را در از دانشگاه معتبر بورکینافاسو تهیه و سپس ارائه فضل نمایند).

و تازه خیام مورد اتهام قرار خواهد گرفت که:

*چرا در علوم مختلف سرک می کشد؟

*چه حق دارد در مورد مسائل مختلف اظهار نظر می کند؟

*در این مسئله خاص چطور او فهمیده و فلان متخصص دارای دکترا نفهمیده؟

*هر شخص فقط در یک رشته اجازه و حق اظهار نظر دارد آنهم به شرطی که دکترای آن رشته را از دانشگاه فلان در فلان جا داشته باشد و در ISI "به زبان انگلیسی" مقاله داشته باشد. البته بهتر است مدرک دکترای خیام از یک دانشگاه غربی باشد که دیگر یعنی شاخ غول شکسته!

قبول دارم که بیشتر افراد همان یک رشته ای را هم که تحصیل می کنند به زحمت درک می کنند و موفق به دریافت مدرک از مدرکستان های کوچک و بزرگ میشوند تا شغلی برای آینده خود رقم بزنند و بیشتر از آنکه علم را برای پیشرفت و تعالی در خویشتن و جامعه بیاموزند، برای پیدا کردن شغل بهتر و پر درآمد تر می آموزند، که البته آن هم لازم است. اما بحث من این افراد و اینگونه دانش ها نیست.

بحث در مورد مردانی است که در تاریخ تاثیر گذارند، کسانی که درکشان از دنیای اطراف فرا تر از دیگر افراد جامعه (حتی افرادی که دارای مدارج بالای علمی هستند) است. متاسفانه در بیشتر دنیا به طور عام و در کشور ما به طور خاص، اینطور مرسوم است که تا اینگونه افراد زنده هستند، در مقابل اندیشه هایشان صف آرایی کنند و بعد از مرگشان ناگهان قدر شناس شوند و مدام برای شان همایش و مراسم یاد بود برگزار کنند!(مرده پرستی!)

     افراد جوامع در هر سطحی که باشند باید مسیر پروانه شدن را طی کنند و این مسیر توسط افرادی بسیار هوشمند و آینده نگر می بایست روشن شود و آحاد جامعه به سمت نور هدایت شوند، این باید در تمام ارکان حیات افراد جامعه لحاظ گردد. اما وقتی راه پروانه شدن در پیچ و تاب های تاریک جامعه گم می شود، افراد به دور کرم وجودشان پیله ای از باورهای نادرست علمی و غیر علمی را می تنند و در رویای پروانه شدن در همان کرم وارگی از دنیا می روند.

دیدن افراد بسیاری که با توهم متخصص (دکتر) بودن در پیله های تخصص شان نابود و با لجاجت مانع از افشای راه درست پروانگی می شوند و جامعه را نیز به همان سو می برند برای بنده بسیار تاسف بار است. مثالی می زنم تا مطلب بهتر فهم شود، اینکه کسی صرفا متخصص اقتصاد باشد (اقتصاد را مثال میزنم چون همه ی جامعه با آن در ارتباط هستند وگرنه روانشناسی، هنر و فلسفه و... و تقریبا تمام رشته های دیگر هم به این بیماری گرفتارند) ولو اینکه خودش انسان سالم و صالحی باشد دلیل نمی شود که با تئوری های اقتصادی نادرست موجب بی اخلاق شدن و آلوده شدن جامعه نگردد. امروز می بینیم که استراتژی های به گِل نشسته ی اقتصاد غرب در کشور ما مورد استفاده قرار می گیرد و مدام برای جامعه مشکل ایجاد می کند، ژوزف استیگلیتز برنده جايزه نوبل اقتصادي در سال 2001 می گوید:(رويای آمريکایی تبديل به افسانه شده است.) خب! علم اقتصاد قرار بود این رویا را محقق کند. این را برنده جایزه ی نوبل اقتصاد می گوید یعنی علم اقتصاد از پایه بی فایده و غلط بوده! این حرف او یعنی حتی آن جایزه ی نوبل او هم فقط یک نمایش مسخره ی علمی بوده! چرا که خب خود ایشان می توانستند نظریه یا تئوری مطرح کنند و جامعه خود را حداقل نجات دهند تا ایالات متحده دچار بدهی 17تریلیون دلاری نشود!

در این میان انسان ایرانی که خود دارای ریشه ای به قدمت تاریخ است امروز گرفتار تئوریهای شکست خورده ی چند به اصطلاح متفکر غربی است که توسط اساتید دانشگاه های خودمان به جامعه تزریق می شوند. یک سوال ساده، چرا هیچ کدام از این فاضلان عالی قدر علم اقتصاد طرحی نو در نمی اندازد تا این گاو سرکش اقتصاد آرام بگیرد، طرحی که تمام ارکان تئوریهای آن بر پایه اندیشه ی عالم ایرانی مسلمان شکل گرفته باشد، اما تا کسی به علم اقتصاد خرده می گیرد و ربای نهادینه شده در آن را به چالش می کشد همگی فریاد می کشند که ای وای که به صاحت علم توهین شده! و هیچ نمی اندیشند که یکی از اصلی ترین ارکان پروانه شدن لقه حلال است که در اقتصاد پول مبنای رب محور غیر ممکن است حاصل شود، دو سال قبل آیت ا... جوادی آملی در دیدار با رئیس مجلس فرمودند 80% اقتصاد ربوی است، لقمه ی حلال؟! البته بحث من این نیست، فقط می خواستم تاثیر این نگاه غلط را نشان دهم که چطور بی توجهی به حکما و لجاجت با نظریات این بزرگان می تواند یک جامعه ی 75 میلیون نفری را دچار مشکل کند.

باید پذیرفت در هر جامعه و در هر قرن کمتر از پنج شش نفر از این نوابغ و حکمای آینده نگر یافت می شوند. این گونه نیست که شما راه بیفتید در دانشگاهها صدتا صدتا حکیم جامع الاطراف جمع آوری کنید، اینگونه افراد استعدادهای عجیبی دارند و مغزهایی بسیار پیچیده، که می توانند حجم بسیار بسیار بالایی از اطلاعات و علوم مختلف را پردازش و تبدیل به نظریات و تئوریهای جدید بنمایند.

افسوس که در دنیای امروز مردی که زیاد بداند مورد اتهام است که چرا می داند!

hasan abasi استاد حسن عباسی

با این توضیح نسبتاً طولانی می خواهم به نکته ای اشاره کنم که حقیقاً تکرار چند باره ی آن قلب مرا به درد آورده. می خواهم از استاد حسن عباسی یاد کنم و گله کنم از مردمانی که یا خواب هستند و یا خود را به خواب زده اند و نا جوان مردانه و بی حساب و کتاب در مقابل اندیشه های ایشان شروع به نشر اکاذیب و استهزا می کنند. قلبم به درد آمد نه به خاطر ساز ناکوک و مخالفشان بلکه به دلیل مخالفت بدون تفکر و از سر لجاجت شان.

استاد عباسی انسان بسیار پیچیده، همه جانبه نگر، کلان نگر، آینده نگر و دقیقی است که نظیرش در جامعه قریب به 75 میلیون نفری ایران کمتر از انگشتان یک دست شاید وجود داشته باشد. حجم مطالعات و دامنه مباحث ارائه شده توسط ایشان آنقدر وسیع است که هر کلید واژه ای را که مطرح می کند باید گروهی چندین نفره از نخبگان به تبیین آن یک واژه بپردازند. ایشان در اکثر قریب به اتفاق رشته های علمی صاحب نظر هستند و در بسیاری از آنها نظریات و تئوری های بسیار دقیق و جدیدی را ارائه کرده اند، همچنین نظریات آینده نگرانه ای با افق 25 تا 75 سال ارائه کرده اند که برای برخی از افرادی که توان دید آینده نگرانه ندارند گنگ به نظر می رسد. تبیین و طراحی دکترین برای شاخه های متعدد فرهنگی ، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و سیاسی، همراهی برای تهیه و تنظیم بیش از 100 پایان نامه در رشته های مختلف، رمز گشایی از نگاه استراتژیک سینمای جهان که نوک پیکان ناتوی فرهنگی امروز محسوب می گردد، همه و همه تنها گوشه ای از فعالیت های این استاد و عالم بزرگوار است. ایشان بعنوان یک استاد ممتاز و بی بدیل برای شاگردانشان همواره مصداق آیه ی: ((اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۲۱﴾یس  از كسانى كه پاداشى از شما نمى‏خواهند و خود [نيز] بر راه راست قرار دارند پيروى كنيد.)) هستند. گواه این مطلب، قریب به 7000 هزار انسانی است که افتخار شاگردی ایشان را از راه های دور و نزدیک و حضوری یا از طریق فضای مجازی دارند و پیگیر مباحث درس ایشان هستند.

استاد عباسی انسان بسیار پیچیده، همه جانبه نگر، کلان نگر، آینده نگر و دقیقی است که نظیرش در جامعه قریب به 75 میلیون نفری ایران کمتر از انگشتان یک دست شاید وجود داشته باشد. حجم مطالعات و دامنه مباحث ارائه شده توسط ایشان آنقدر وسیع است که هر کلید واژه ای را که مطرح می کند باید گروهی چندین نفره از نخبگان به تبیین آن یک واژه بپردازند. ایشان در اکثر قریب به اتفاق رشته های علمی صاحب نظر هستند و در بسیاری از آنها نظریات و تئوری های بسیار دقیق و جدیدی را ارائه کرده اند، همچنین نظریات آینده نگرانه ای با افق 25 تا 75 سال ارائه کرده اند که برای برخی از افرادی که توان دید آینده نگرانه ندارند گنگ به نظر می رسد. تبیین و طراحی دکترین برای شاخه های متعدد فرهنگی ، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و سیاسی، همراهی برای تهیه و تنظیم بیش از 100 پایان نامه در رشته های مختلف، رمز گشایی از نگاه استراتژیک سینمای جهان که نوک پیکان ناتوی فرهنگی امروز محسوب می گردد، همه و همه تنها گوشه ای از فعالیت های این استاد و عالم بزرگوار است. ایشان بعنوان یک استاد ممتاز و بی بدیل برای شاگردانشان همواره مصداق آیه ی: ((اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۲۱﴾یس  از كسانى كه پاداشى از شما نمى‏خواهند و خود [نيز] بر راه راست قرار دارند پيروى كنيد.)) هستند. گواه این مطلب، قریب به 7000 هزار انسانی است که افتخار شاگردی ایشان را از راه های دور و نزدیک و حضوری یا از طریق فضای مجازی دارند و پیگیر مباحث درس ایشان هستند.

اما مهم ترین و اصلی ترین فعالیت ایشان در سالهای سال جهاد علمی غبار زدایی از مفاهیم و واژهای قرآنی و آیه هایی بوده که با نگاه دکترینال ایشان، بنیان های تمدن اسلامی محسوب می شوند، ایشان عالمی بزرگ و حکیمی شایسته ی تقدیر هستند که توانسته برای بسیاری از نیازهای سبک زندگی انسان ایرانی مسلمان شیعه از متن قرآن راهکار مناسب را استخراج کند، بنده به دلیل شغلم که کارگردانی فیلم است با اساتید و علمای بسیاری و درباره ی مسائل گوناگونی از نزدیک برخورد داشته ام که البته برخی از آنها از بزرگان سر شناس جامعه در رشته ی خود هستند و تریبون های بسیار حساس و پر مخاطبی را هم در جامعه در اختیار دارند، اما هنوز فردی را به کلان نگری، همه جانبه نگری و آینده نگری استاد عباسی ندیده ام، پر واضح است که ایشان هیچ نیازی به تعریف و تمجید امثال بنده را ندارند، اما این نوشته حاصل احساس تکلیفی است که بنده نسبت به دفاع و تبیین جایگاه معرفت ایشان در خود حس کردم و با نیم نگاهی به تاریخ سعی در یاد آوری اشتباهات برخی از گذشتگان در بر خورد با چنین دانشمندان و حکمای بزرگ را داشته ام. و تاکید می کنم در مورد نابغه ای مثل ایشان نگاه تک وجهی ظلم بزرگی به بشریت است.

امیدوارم با این مختصر قلم فرسایی و لحن الکن، توانسته باشم ذره ای از اهمیت توجه به این حکیم بزرگوار را مشخص کنم. از همه دوستان، همراهی و همدلی و از همه ی علمای بزرگوار در رشته های مختلف تقاضای توجه و عنایت به مباحث مورد نظر این استاد گران سنگ را دارم. همه باید بکوشیم طوری حرکت کنیم که سال ها بعد افسوس نخوریم که چرا سد راه یک اندیشه ی اللهی شده ایم که این گناهی است معلوم. بدیهی است تمدن بزرگ ایرانی اسلامی به تمام ظرفیت های خود برای صیرورت و بالندگی نیاز دارد و جایگاه تمام علما و حکما محفوظ است، اما باید مراقب جاهلان و منافقان هم باشیم که چه از سر جهل و چه از سر نفاق با زیر سوال بردن یک حرکت مکتبی عظیم مانع تحقق آن نشوند.

من الله توفیق

سهیل سلیمی

یکم شهریور یک هزاروسیصدو نود و دو

[ سه شنبه 16 مهر1392 ] [ 22:3 ] [ حسین زینلیان بروجنی ]

شاید جالب باشد که یک شبکه تلویزیونی ایرانی اصول دین را برای مخاطبین فرانسوی خود آموزش دهد، آن هم با زبان فرانسوی و با حضور مجریان و عالمان فرانسوی زبان و مسلط به ادبیات فرانسه و نه با حضور مترجم و یا هر گونه واسطه دیگر .
در عصری که اسلام عزیز آماج حملات و اتهامات و سیاه نمایی است ، شاهد گرایش روز افزون مردم در قلب اروپا به دین مبین اسلام هستیم و در مقابل به دلیل انحصار رسانه ای دنیا و آپارتاید مطلق رسانه‌ای، بسیاری از مسلمانان اروپا و از جمله فرانسوی زبان ها، از دسترسی به برنامه‌های تلویزیونی مفید و ضروری محروم اند و در مقابل با سیلی از شبهات علیه اسلام مواجه. این مسئله درباره تازه مسلمان ها حادتر است و قطعا عطش این دسته به دریافت و تامین خوراک فکری دینی بیش از دیگران است.
همین ضرورت موجب شکل گیری برنامه ای با عنوان "اصول عقاید اسلامی" در سیمای فرانسوی زبان شبکه جهانی سحر شده است که در قالب ترکیبی با اجرای احمد دواجی به صورت زنده یکشنبه ها از ساعت 2:00 بامداد به وقت تهران به مدت 30 دقیقه روی آنتن می رود.
در برنامه "اصول عقاید اسلامی" حجت‌الاسلام «اسماعیل بلم» که یک روحانی سیاه پوست است به عنوان کارشناس برنامه حضور می یابد که فن بیان قوی و نفوذ کلام بالا در کنار سطح اطلاعات و سواد دینی قابل قبول وی و حتی سیاه پوست بودنش (به عنوان سندی محکم و عینی مبنی بر مخالفت اسلام با نژاد پرستی و هر گونه رفتار‌های زشت دیگری که در دنیای مادی غرب علیه رنگین پوستان رایج است) جذابیت خاصی به برنامه بخشیده است.
در کل مباحث بین مجری و کارشناس برنامه اصول عقاید اسلامی، یعنی آقایان دواجی و اسماعیل، گرم و پر طراوت است. به این دلیل که هم مجری، فعال و با مطالعه است که می‌تواند به موقع وارد بحث شود و بحث را داغ یا تکمیل نموده و یا به مجاری خاص مد نظر مخاطبین هدایت نماید و هم سخنران، یک خطیب حرفه ای و آشنا با ذائقه های مخاطبین است.
این نکته هم باید اضافه شود که در بین کشورهای اروپایی، فرانسه یکی از کشورهایی است که جمعیت زیادی از مسلمانان را در خود گنجانده است که اتفاقا بسیاری از ایشان سیاه پوست هستند و ازقضا فرانسه یکی از دولت هایی است که بیشترین مبارزات را با مقدسات و آزادی‌های مسلمانان داشته و همیشه جنجال های زیادی به همین دلیل رخ داده است. البته ناگفته هم نماند که در بسیاری از کشورهای آفریقایی هم که دین مبین اسلام جاری است، زبان اول یا حداقل زبان دوم آن ملت‌ها، زبان فرانسوی است و از این حیث هم پوشش شبکه سحر قابل توجه است.
در فضایی که گوشه های اندکی از آن ترسیم شد، لزوم برنامه های معنوی و مذهبی برای مخاطبین کثیری که از همه نظر تحت فشار و در مضیقه هستند به شدت احساس می شود و شاید برنامه های شبکه سحر از جمله همین اصول عقاید اسلامی در عین سادگی که دارند از مخاطبین بسیار بالایی برخوردار هستند.
از نکات ساختاری و ظاهری مربوط به این برنامه باید به دکوراسیون و طراحی صحنه اشاره نمود که یک طراحی بر اساس معماری و کاشی کاری کاملا اسلامی و ایرانی دارد. بر این اساس در واقع شاهد یک برنامه با ساختار ایرانی- اسلامی زیبا هستیم که قطعا برای مخاطبین خارجی چه در آفریقا و چه در قاره اروپا دارای جلوه های خاصی است.
ضمنا در برنامه مذکور، میان برنامه‌هایی هم پخش می شود که هم جنبه سیاسی دارد و هم عبادی و کاملا مرتبط با موضوع برنامه است . کلیپ‌های مهیجی که از یک سو ده‌ها و صد‌ها شبکه و کانال تلویزیونی دنیا را در کنار هم به تصویر می کشد و نشان می‌دهد که شبانه روز ، این کانال‌های وابسته به ابر قدرت ها چگونه افکار عمومی دنیا را از حقایق منحرف می‌کنند و ذهن مردم را به مادیات و فرضیات خودساخته غرب معطوف می کنند و خبری از معنویت و خداجویی و معارف ناب انبیای الهی در این رسانه ها نیست و بلافاصله بعد از آن، تصاویری از بیت‌الله الحرام که کانون معنویت و محور عالم امکان و قطب خداجویی مسلمین است با تکه هایی از ادعیه زیبایی که در زمینه آن پخش می شود و حکایت از آن دارد که دنیا توسط رسانه های وابسته به ثروت و قدرت از معنویات و حقایق الهی فاصله می‌گیرد و تنها راه نجات توسل و تمسک به ریسمان الهی است.
شاید مقصود از این کلیپ کوتاه هم این باشد که در دنیای رسانه ای امروز‌، شبکه‌های تلویزیونی همچون سحر معدود هستند و با کوهی از مشکلات و محدودیت‌های همان ابر رسانه های دروغ‌گوی مدعی هم مواجه هستند، ولیکن نور و روشنایی منعکس شده از انوار الهی راه نجات و غلبه بر همه آن توطئه ها علیه بشریت است و گاهی اوقات برنامه های ساده و اندکی همچون اصول عقاید اسلامی و برنامه‌های معارفی مشابه از شبکه سحر و سایر شبکه های وابسته به نظام جمهور اسلامی ایران ، در این میدان، جهادگونه مبارزه می کنند و صدای حق را به گوش امت اسلام می رسانند.


منتشر شده در روزنامه کیهان

[ جمعه 29 شهریور1392 ] [ 12:54 ] [ حسین زینلیان بروجنی ]

امروز 12 مرداد سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی  8 سال خدمتگذاری دولت دکتر محمود احمدی نژاد که خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در دوران آن تجربه کردم به پایان رسید.

دلم برای مردم داری اش ، سادگی اش ، خدمتگزاری اش ، آرمانگرایی اش ،همت جهادی اش ، خدمات ماندگارش و (اللهم عجل لولیک الفرج) در آغاز صحبت های صمیمانه اش بسیار تنگ خواهد شد.

و کاش بعد از ۸ سال بعضی از خاطرات تلخ و دلخوری هایی که از او دارم هم وجود نداشت تا نمره ای عالی را به دوران ریاست جمهوری اش می دادم .

و از ته دلم از او تشکر می نمایم و آرزوی سلامت و تندرستی در راه آرمان ها برای ایشان از خداوند منان مسئالت می نمایم.


امروز 12 مرداد سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی  ۴ سال خدمتگذاری دولت حجت الاسلام دکتر حسن روحانی آغاز گردید .

و با خدای خود عهد می بندم که در لبیک به رهبر انقلاب تا آنجا که در توان دارم به دولت ( تدبیر و امید ) در راه اسلام و انقلاب و آرمان ها کمک نمایم.

و از ته دلم برای موفقیت روز افزون ایشان در راه آبادانی و سرافرازی جمهوری اسلامی ایران از خداوند منان مسئالت می نمایم.

[ شنبه 12 مرداد1392 ] [ 18:55 ] [ حسین زینلیان بروجنی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خالق و رب دو عالم
تو بودی که نهادی نامم آدم
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس